ميبينم كه اين آخرين پسته!
البته اين كه ميگم آخرين پسته نه اينكه تا ابد منظورم باشه ها!
قرار نيست اين وبلاگو پاك كنم!
تازه هر چن وقت يه بار ميام نظراتو چك ميكنم!
تا بعد ببينيم چي ميشه! شايد دو سه ماه ديگه برگشتم سر خونه زندگيم!
شايدم دو سه سال ديگه كه شدم يك كودك دانشگاهي!
به هر حال رفتن با خودمه، برگشتن هم با خدا!
فعلا ميخوام توي وبلاگ دختر عموم آپ كنم تا وبلاگ جديدم رو به راه شه.
وقتي وبلاگ جديدم رو به راه شد خودم ميام وبلاگتون آدرسمو بهتون ميدم! البته فقط به بعضيا!
راستي امروز به نكته جالبي رسيدم!
اين وبلاگو توي ماه رمضون تاسيس كردم، حالام دارم توي ماه رمضون تعطيلش ميكنم!
چه جالب!
خب ديگه!
اينم از آخرين پست!
اگر بار گران بوديم رفتيم اگر نامهربان بوديم (كه نبوديم!) رفتيم
با اينكه اصلا با بعضياتون حال نكردم ولي دلم براتون مي تنگه!
يا به قول فريناز جون: مي دوستمتون!
دافظــــــــــ !
میبینم که همتون شاخ در آوردین! .gif)
یوقت فکر نکنین زدم زیر قولم!!! اتفاقا سر قولم هم هستم!
میخواستم تا نظرات به ۳۰ نرسیده آپ نکنم، ولی سه هفته دیگه مدرسه ها شروع
و من فقط به خاطر دل خودم و همه بروبچسی که نظر میدن مثل آبجی ستاره گل خودم،
فریناز جون، خاطره، عمو علی و ... آپ کردم! 
بچه ها دلم خیلی گرفته!
تو هر وبلاگی که میرم انقد شلوغه که جا برای نظر دادن نیست، اما توی وبلاگ من
هر کسی سرشو میندازه پایین میاد هر عکس و مطلبی دلش میخواد کپی میکنه بعد میذاره
تو وبلاگ خودش اونوقت همه میرن به اون نظر میدن! 
آخه این انصافه؟!
اقلا آدرس منو هم زیرش بذارین نامردا! یا لااقل لینکم کنین! خدا رو خوش نمیاد دل یک کودک
حالا بگذریم!
میخوام یه وبلاگ دیگه بزنم. تا وقتی اون رو به راه بشه این وبلاگ رو هم آپدیت میکنم ولی
آدرسمم اینجا نمیذارم فقط به بعضیا میدمش!
من نمیدونم چرا من هر چی وبلاگ میزنم یه بلایی سرش میاد!؟ 
دور خواهم شد از این خاک غریب...
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی وبلاگ،
شعر از: سهراب زپرتی
با اندک تصرف و تلخیص!
راستی نماز روزه هاتون قبول!
تصمیم گرفتم که امسال همه روزه هامو بگیرم! 
الانم که دارم مینویسم شکمم چنان صدایی داره از خودش در میکنه که اگه اینجا بودین
مطمئن میشدین روده بزرگم روده کوچیکه مو خورد!!!
ولی خب چه میشه کرد! روزه واسه تقویت اراده خیلی خوبه! .gif)
یه شعر از بنیامین شنیدم که خیلی روم تاثیر گذاشت! به حدی که گریه کردم!
آخه یاد یه چیزی افتادم، تا دو روز همش این آهنگ توی گوشم زمزمه میشد...!
به این نتیجه رسیدم که آدم چه خریت هایی که در زندگی نمیکنه...! 
میدونم، چشـــمای رنـگی ندارم
صــورت خیــلی قشـــنگی ندارم
میدونم، کوچیــکه خونم، میدونم
خیلی بی نام و نشونم، میدونم
میدونم، ساده س لباسم عزیزم
واسه تو یه ناشـــــناسم، عزیزم
صــــدای خوبی نـدارم، میـــدونم
واســه ی عشــق تو اما میخونم...
میدونم که دیگه وبلاگمو نمیخونی ولی ای کاش بودی و چهار تا فحش آبدار حواله ت میکردم
خب من دیگه رفتم
شاید این آخرین پستم باشه
ازتون نمیخوام حلالم کنین چون من آزارم به هیچکس نرسید
ستاره جونم خیلی دوست دارم
بای
به به به! 
یه سلام داغ به همگی بروبچس اعم از محترم و غیر محترم! 
چطور مطورین؟ دماغتون چاقه یا هنوزم توش پر از آدم فضاییه!؟ 
آ ی ی ی ی ی! خب چیه! چرا میزنین! ما که با هم این حرفا رو نداریم! 
چطور وقتی میگم با کفش نیاین تو وبلاگم هیشکی گوش نمیکنه، حالا که حرف از دماغ
میزنم همتون پاستوریزه و استریلیزه میشین! وااااااای مامانم اینا! 
ببین آبجی ستاره! ببین چجوری منو حرص میدن! 
آخه تو یه چیزی بهشون بگو! من کودک گناه دارم! با این دستای لطیفم هی باید کف این
وبلاگو طی بکشم! خدا رو خوش نمیاد! 

----------------------------------------------------------------------------------------------
یک لحظه میخوام جدی باشم.
لطفا خوب گوش بدین... 
دیشب خواب مادربزرگ خدا بیامرزم رو دیدم! 
دقیقا یادم نمیاد داشت چیکار میکرد یا چی میگفت ولی تا از خواب پاشدم یادم اومد
خوابشو دیدم
شاید ازم چیزی میخواست
من که کاری از دستم بر نمیاد واسش بکنم! گفتم ایندفعه که آپ میکنم دوستایی که
میخوان نظر بدن اگه دوست دارن بجاش نظر ندن یه فاتحه واسه مامانبزرگم
بفرستن! 
ایشالله خدا اموات شما رو هم واستون نیگه داره! الهی آمین! (چیکار کنم نمیتونم جدی
باشم دست خودم نیست که!
)
----------------------------------------------------------------------------------------------
بر سنگ قبر من بنویسید خسـته بود، اهل زمین نبود، نمازش شکسـته بود...
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود، تنها از این نظر که سراپا شکسته بود...
بر سنگ قبر من بنویسـید پاک بود چشـمان او که دائما از اشک شسـته بود...
بر سنگ قبر من بنویسـید کل عمــر پشـت دری که باز نمیشـد نشسـته بود...
.
.
چیه؟
چرا اینطوری زل زدین بهم؟ 
تا حالا آدم دپرس ندیدین!؟
خب حالا که دیدین!
شوخی کردم من دپرس نیستم! ولی به قول بابام آدم باید متعادل باشه!
یه وقتایی گریه کردن هم به درد آدم میخوره! 
امروز یکم تریپ بابابزرگی حرف میزنم نه؟
یکی میگفت: آدمو سگ بگیره، ولی جو نگیره! 
----------------------------------------------------------------------------------------------
وااااااااااااااااااااای! کلاسای تابستونی هم شروع شد! 
آدم نه میتونه بره، نه میتونه نره!
مام که یکی دو سال دیگه قراره کنکور بدیم، اینه که باید یه نموره تلاش خود را افزایش
دهیم!

----------------------------------------------------------------------------------------------
راستی این بار یه سوپرایز برای ایرانسلی ها دارم! 
داغ داغه! همین الان از سایت p30island کپی کردم!
این کدها رو به شماره 2020 از خط ایرانسلتون اس ام اس کنید، حالشو ببرید! 
ضمنا منم دعا کنید! 
کد های هواشناسی:
۱۳۳ تهران
۱۳۴ مشهد
۱۳۵ کرج
۱۳۶ تبریز
۱۳۷ اهواز
۱۳۸ اصفهان
۱۳۹ قم
۱۴۰ ارومیه
۱۴۱ کرمانشاه
۱۴۲ همدان
۱۴۳ شیراز
۱۴۴ گرگان
۱۴۵ یزد
۱۴۶ اراک
۱۴۷ ساری
۱۴۸ رشت
117 اس ام اس عاشقانه
118 اس ام اس سر کاری
HFZ دریافت فال حافظ ( البته در صورت داشتن فونت فارسی در گوشی )
کدهای طالع بینی روزانه: (بر حسب متولدین هر ماه)
121 فروردین
122 اردیبهشت
123 خرداد
124 تیر
125 مرداد
126 شهریور
127 مهر
128 آبان
129 آذر
130 دی
131 بهمن
132 اسفند
کدهای طالع بینی: (بر اساس نام سال تولد)
149 مار
150 اسب
151 گوسفند/ بز
152 میمون
153 مرغ/ خروس
154 سگ
155 خوک
156 موش
157 گاو
158 پلنگ/ ببر
159 خرگوش/ گربه
161 نهنگ/ اژدها
روش کار: هر کدوم از کدهای دلخواهتون رو به شماره 2020 از خط ایرانسلتون اس ام اس
کنین، مثلا اگر اس ام اس سرکاری میخواین شماره 118 رو به شماره 2020 اس ام اس
کنین، بعد از چند دقیقه براتون یه اس ام اس سرکاری میاد! 
تذکر: البته این چند دقیقه میتونه تا 30 دقیقه هم طول بکشه ها!
نکته جالبش هم اینجاست که اس ام اس هایی که به 2020 ارسال میکنین رایگان
می باشند!
----------------------------------------------------------------------------------------------
!پ.ن.۲: یه کم هوای منو با نظراتتون داشته باشید
!پ.ن.۳: خداییش عجب آپدیتی کردما
!پ.ن.۴: آبجی ستاره جونم خیلی مخلصیم
!پ.ن.۵: پوشیدن دمپایی روفرشی در این وبلاگ بلامانع است
دافظـــــــــــــــ 
حالا دستا بالا....!!! آها.... حالا بدو بدو بکن نیناش ناش!

وااااااااااااای! کم کم دارم از جو خارج میشم!!! دارم میرم فضا!
باورم نمیشه! انگار خوابه! یعنی واقعا امتحانا تموم شد؟! ![]()
ماااااامااااان!
(مامان مورد نظر در دسترس نمیباشد!)
به کلی زده به سرم! این اواخری باز یکم عقلم سر جاش بود ولی امروز دیگه سوت کشید!
اومدم خونه خودمو کوبوندم به دیوار! آخه باورم نمیشد دیگه همه چی تموم شده! ![]()
البته تا هفته بعد که کارنامه مونو بدن فکر کنم سکته ی دوممو بزنم!
ستاره جونم تو چطوری آبجی خوشگلم! فدات بشم! ![]()
از این به بعد هفته ای یک بار که سهله! شاید هفته ای دو بار هم آپدیت کنم! ![]()
چه کنم دیگه! فقط به خاطر شما خاطر خواه های عزیزم که همواره منو پشتیبانی مینمایید!
مدیر بلاگفا گفت این مدتی همش به خاطر من تحصن میکردین! بابا من که سفر قندهار
نبودم که! عجبا! ![]()
دیگه چه خبر!؟
این روزا که بحث انتخابات گرمه! و اینکه موسوی رو عشق است! ![]()

ایول ایوله، ایول! میرحسین یله، ایول! ![]()
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
به غضنفر میگن صورتی چه رنگیه؟ میگه قرمز یواش! ![]()
دختر غضنفر پول نداشت دماغشو عمل کنه، سر دماغشو میگیره بالا بهش تافت میزنه!![]()
غضنفر دستشو میندازه دور گردن دوست دخترش، نمیدونسته چی بگه میگه: گردنتو بشکونم!
...
لطفا بلند بلند نخندین وبلاگهای بغلی خوابن!
دوس دارین بیان در وبلاگمو تخته کنن؟!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
اینم عکس Ashlee Simpson که خیلی دوسش دارم! ![]()
اصلا من اینقده مهربونم که همه رو دوس دارم!
(حتی شما دوست عزیز!)

و در آخر:
اینم لریک آهنگ real love از Massari که ترکونده!
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Baby I was there all along
When you'd be doing things I would watch you
I picture you and me all alone
I'm wishing you was someone I can talk to
I gotta get you out of my head
But baby girl I gotta see you once again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Every night when I would go to sleep
I couldn't stop dreaming about you
Your love has got me feeling kinda weak
I really can't see me without you
And now you're runnin' round in my head
I'm never gonna let you slip away again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I watch you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk wit cha
If I could have the chance to walk wit cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Today when I saw you alone
I knew I had to come up and approach you
Cuz girl I really gotta let you know
All about the things you made me go through
And now she lookin' at me in the eye
And now you got me hopin' I ain't dreamin' again,
Again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I watch you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk wit cha
If I could have the chance to walk wit cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
You're the one that I want and no one can take
It from me
No, no, no, no, no
Even though I don't really know you
I got a lot of love I wanna show you
And you'd be right there in front of me
I can see you passin' in front of me
No, no, no
Girl I need your love
Baby I need your love
خیلی قشنگه آهنگش! اگه ندارین حتما دانلود کنین! لینک دانلودش زیاده!![]()
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.1: خواهش میکنم تشویقم نکنین خودم میدونم که خیلی باحالم! ![]()
پ.ن.2: امروز میرم عیادت همه اونایی که در نبود من افتادن رو تخت بیمارستان! ![]()
پ.ن.3: ستاره جونم دلم تنگه برات! ![]()
پ.ن.4: رای ما موسوی، برای داشتن یک جامعه ی سبز! (البته نه اینجوری: >>
!)
دافظـــــــــــــــــــــ همگی! ![]()

این پست فقط مخصوص توئه! ( ازخوانندگان گرامی تقاضامندیم به پست بعد مراجعه فرمایید!)
الهی آبجی دورت بگرده فدات شم! تو کجا بودی ی ی ی؟؟؟
هر چی وبلاگتو میزدم وا نمیشد گفتم شاید هک شده! (زبونم لال!)
اما الانم که زدم دیدم وا نشد!
میدونستم درسا سبکتر شه میای! بی معرفت نمیگی آبجیت دق میکنه از تنهایی؟!
بگو چرا نمیتونم وبلاگتو وا کنم فقط مشکلم سر وبلاگ توئه!
تو رو خدا بازم نظر بده بگو کجا بودی این همه مدت...!!! ![]()
چطور مطورین؟!!!
هر چی به خودم فشار آوردم یه جور دیگه سلام کنم نشد! دیگه حالم داره بهم میخوره از این
همه کلیشه! ![]()
شما یه راهی پیش پای من بذارین!
خب چه خبرا؟ با امتحانا چیکار میکنین؟ خر میزنین دیگه!!!
من که خودم از روی هر کتابی ده دور میزنم! البته نه اونجوری که شما فکر میکنین! ![]()
کتابو میذارم وسط اتاق بعد خودم میچرخم دورش! ![]()
روش خوبیه! شمام امتحانش کنین! ![]()
![]()
راستی چقدر آهنگ real love قشنگه!
الان دارم گوش میدم!
این massari هم عجب ناکسیه ها! ![]()
حتما حتما آهنگشو دانلود کنین!
![]()
اینم یه عکس اموی خوشگل!

![]()
من و دوستم هر روز پیاده میریم مدرسه، همیشه هم از توی یه پارک میانبر میزنیم.
سر صبح که داریم میریم، توی این پارک پر از پیرمردها و پیرزن های باحاله! یکی نون دستشه
داره میبره خونه، یکی داره Jogging میکنه (معادل فارسی گیر نیاوردم خب!)، یکی داره نرمش
میکنه و ...! خلاصه همه مشغولن!
من و دوستم داشتیم یه روز از توی همون پارک رد میشدیم، دیدیم یه پیرمرد لباس ورزشی
پوشیده داره واسه خودش راه میره! وقتی از بغل ما رد شد یه نگاه چپ چی به ما انداخت بعد
گفت: وای ی ی این دو تا هلو و و و کجا دارن میرن این وقت صبح؟! بیاین با هم ورزش کنیم!
من و دوستم شاخ در آوردیم! همینطوری چن ثانیه بهش زل زدیم! >> ![]()
بعد دوستم با پررویی تمام برگشت گفت: کوری مگه نمی بینی فرم مدرسه پوشیدیم؟!
اون یارو هم دیگه هیچی نگفت رفت پی کارش!
یه بار دیگه ببینمش خودم یه لگد حواله ش میکنم تا حالش جا بیاد! 
فکر کن...!!!
![]()
خب بچه ها من دیگه باید برم! پس فردا امتحان عربی دارم!
اون وقت سرخوش نشستم اینجا!
تا بعد امتحانات با پست های باحال می بینمتون!
از دوستایی که بهشون خبر ندادم آپ کردم معذرت میخوام!
ایشالله جبران میکنم!
دافظــــــــــ همگی! ![]()
![]()
پ.ن.1: خداوندا پیرمردهای این مرز و بوم را به راه راست هدایت فرما، اگر نشد راه راست را
به سوی آنها کج فرما! ![]()
پ.ن.2: از کودکان عزیز خواهشمندیم مواظب پدربزرگ های خود باشید! ![]()
پ.ن.3: مگه نگفتم با کفش وارد وبلاگ نشوید به من چه که شما با کلاسید؟! ![]()
پ.ن.4: نفرین خدای آمون بر شماهایی که نظر نمیدهید! ![]()

آه ه ه ه!
نمیدونم واقعا چطور بگم تا منجر به تلفات نشه!
بغضی که توی گلومه الانه که بترکه و کل این وبلاگ با محتویاتش بره فضا!
آخه من تا ماه بعد که امتحانات کوفتی ترم تموم شه نمی تونم بیام آپ کنم!
میدونم خیلی ناراحتین! میدونم! ولی خب چه کاری میتونم بکنم!
به هر حال امیدوارم در نبود من بچه های خوبی باشین و بلاگفا رو روی سرتون نذارین!
اینجا هم اگر خواستین بیاین، بیاین! وبلاگ خودتونه! در وبلاگ من هم به روی همه بازه!
البته بجز کودکان بالای ۷۰ سال اونم به خاطر اینکه میان اینجا شیفته مطالب قشنگ و جذاب
من میشن بعد خدای نکرده سکته میکنن میمیرن بعد خونشون میفته گردن من بیچاره!
لذا از پذیرش این افراد در این وبلاگ اکیدا معذوریم!
واسم دعا کنین امتحانامو خوب بدم! واسه تابستون برنامه هایی دارم!!!
دیگه باید برم! از دوستایی که نظر دادن مخصوصا نازنین جون گل گلاب تشکر میکنم!
ببخشید که نمیتونم بیام از همتون تک تک خداحافظی کنم!
تا ماه بعد و کارنامه خوشگل، دافظـــــــــــــــــ همگی!
سلااااااااام!
وای چقدر دلم توی این یکی دو روز براتون تنگیده بود!![]()
میدونم شمام آروم و قرار نداشتین! آخه مدیر بلاگفا زنگ زد به گوشیم گفت کودک تورو خدا
پاشو بیا آپدیت کن اینا انقدر دم در وبلاگت تجمع کردن که دیگه نمی دونیم چیکار کنیم!![]()
منم گفتم بابا من که تازه آپ کردم! چرا دست از سر کچلم ور نمیداری!؟ ![]()
گفت کودک باور کن تقصیر خودته! مجبوری انقد بانمک باشی؟! ![]()
دیگه منم دیدم بغضش گرفته گفتم دلشو نشکونم پاشم بیام اینجا یه آپی بکنم و برم!

خب چه خبر؟
آه ه ه ه! خدای من! عید هم الکی الکی تموم شد! اردیبهشت هم که نزدیکه و فصل
امتحانات دوره ای و تست زنی و کوفت زنی و ... آی ی ی ی چرا میزنین!؟ ![]()
خب چیه مگه، گفتم که حواستون باشه دیگه خب! ناسلامتی دو ماه دیگه امتحانات خرداد
و تجدید های خوشگل و قلمبه و
... آخ خ خ باشه دیگه نمیگم نزنین تو رو خدا!
![]()
راستی بچه ها ایام عید کلاه قرمزی نیگا می کردین یا نه؟ ![]()
عشق منه این کلاه قرمزی! تازه از اون باحالتر اون پسرعمه زا رو دوس دارم با اون لهجه ی
تابلوش! وااااااای...! من پسرعمه زا رو میخوام م م! گیگیلی هم که شده حکایت من! صبح تا
شب میشینم پای گیم و اینترنت و اینجور چیزا! از همه مهمتر علاقه ای به خوردن هم ندارم!

![]()
میگم شمام امروز متوجه شدین که من یکم جوگیر تر شدم؟! ![]()
امروز یکی دو نفر بهم گفتن، زیاد جدی نگرفتم! همین الانه داشتم با دوستم می چتیدم
اونم گفت چقدر خوشحالی تو امروز! ![]()
راستی! نزدیک بود یادم بره!
عرض کنم خدمت بعضیا که ... از قرار معلوم در همه ی فرهنگ های دنیا، از شعور به عنوان
یک چیز لازم و ضروری برای زندگی در اجتماع یاد شده، و ضمنا استفاده از اون هم
اکیدا توصیه شده! یعنی منظورم اینه که شعورتون برای قشنگی نیست! لطفا وقتی
میاین تو وبلاگ با ادب باشین! نظرهای زشت ارسال نکنین! اینجا ...(سانسور!) نیست که
میاین هر چی دلتون میخواد میگین! من واسه پست قبلی ۱۱ تا نظر داشتم که ۳ تاش
به علت استهجان شدید حذف شد و یکیش هم فک کنم طرف اشتباهی بهش آدرس داده
بودن اومده بود تو وبلاگ من معلوم نبود چی میگه! یکیش هم یه نموره استهجان اخلاقی
داشت ولی ایندفعه رو نخواستم از سیستم سانسوریسم استفاده کنم تا ببینین واسه تون
عبرت بشه!
حله؟! ![]()
ستاره جون تو کجایی عزیز دلم!![]()
نمیگی قلب خواهر وبلاگیت میگیره وقتی آپدیت نمی کنی؟
ببین قلبم چجوری میزنه:
خب دیگه من کم کم باید برم!
میدونم که خیـــــــــــــــلی دلتون برام می تنگه ولی خب چه میشه کرد!![]()
من بیرون از نت هم طرفدار دارم باید برم به اونا هم رسیدگی کنم!
در ضمن هی نرین پاپیچ این مدیر بلاگفا نشین! اون شماره منو نداره! ![]()
![]()
پ.ن.۱: لطفا با کفش وارد وبلاگ نشوید تازه تمیز کردیم!
پ.ن.۲: جلوی درب وبلاگ پارک نفرمایید لطفا!
پ.ن.۳: نسیه نمیدهیم! (چه ربطی داشت؟!
)
پ.ن.۴: بعد از میوه و شیرینی و شوکول و اینا مسواک یادتون نره!
پ.ن.۵: وقتی وارد وبلاگ میشوید لطفا شخصیت خانوادگی خود را بغل در جانذارین آشغالی
میاد می بره اون وقت خدای نکرده زبونم لال تا آخر عمر بی شخصیت می مونید! ![]()
پ.ن.۶: با اجازه بزرگترا خدافظـــــــ ![]()

چطورین گلای من؟!
بیاین بغل آبجی!!! (آقایون محترم لطفا شما همونجا وایسین!)

چه خبرررررر؟
میبینم که... عید نزدیکه و همتون مشغول خونه تکونی و وبلاگ تکونی و این حرفا...!
من که دیروز از سر بیکاری رفتم یه ذستی به سرو روی خونمون بکشم، بدتر گند زدم!
نمونه ش، شیشه پاک کن رو ریختم رو فرش، حالا مگه پاک میشد؟!
از اون ور مامانم میگفت: کودک این کارو نکن، کودک این کارو بکن، از اون ور بابام می گفت
باز این کودک اومد، کودک بروی توی اتاقت بذار ما کارمونو بکنیم!
وااااااااای! نمیدونین من چی کشیــــــــــدم!
بگذریــــــــــــــم!
از شماها چه خبر؟
راستی این آبجی ستاره ما رو کسی ندیده؟ بابا هر چی میرم در وبلاگش در میزنم، زنگ
میزنم، هیشکی جواب نمیده!
دیگه نمیدونم به کی رو بندازم بگم این آبجی منو پیدا کنه!
مخصوصا الان که من توی شرایط روحی بدی هستم!
وبلاگ فتانه جون هم به جمع فیلترینگ های صدر اسلام پیوست!
شما که ندیده بودین چه وبلاگ نازی داشت!... حیف سفارش کرده بود لینکش نکنم!
البته حقش بود! از بس فحش میداد! به زمین و زمون تو اون وبلاگش فحش میداد!
دیگه وبلاگ نمونده بود که! فحش لاگ بود!
هی گفتم فتی جون، اینقدر فحش های رکیک نده! زشته! عیبه!
میگفت: برو گمشو کودک زبون نفهم بی تربیت ...#####...! (به علت استهجان شدید
شطرنجی شد!)
خلاصه...!
اینم درس عبرت واسه قومی که نمی اندیشند! (لقوم لایتفکرون!)
به هر حال ستاره جونم، تو رو خدا اگه اینجایی یه تک نظری بده از نگرونی درآم!
بابا من فقط توی این نت به این بزرگی تو رو دارم! مگه نمی دونی که تو تک ستاره
آسمون وبلاگ منی!؟...
-----------------------------------------------------------------------------------------------
از اونجایی که بنده در طول این یک هفته مانده به عید نمیتونم بیاپم (=آپدیت کنم، صیغه
متکلم وحده!) بنابراین پیشاپیش این عید میمون و شانپانزه را به شما بروبچس بلاگفا
تبریک میعرضم!
اقلا این دم عیدی که شده به عنوان عیدی یه نظر بدین! اینقد خسیس نباشین دیه!

-----------------------------------------------------------------------------------------------
پسرهای این مرز و بوم...! لطفا به ما کمک کنین...!
ما شدیدا به یاری سبزتون نیازمندیم!
ما کلی این ور و اون ور گشتیم اما سبزه ای به زیبایی موهای کله ی شما که مثل مسواک
یک دست و زیبا می باشد پیدا نکردیم...!
تو رو خدا کله تون رو سیزده به در به ما قرض بدین...! روی ما رو زمین نندازین!
این شب عیدی بذارین ما هم مثل شما جوگیر ها یه کم شاد باشیم...!

آقا پسرها لطفا به دل نگیرید!
-----------------------------------------------------------------------------------------------
آب را ول نكنيم ! 
آب را ول نکنیم...
شاید آن بالاها
آدمی شیک و تمیز
بنز خود را دم در میشوید...
یا کمی بالاتر
در حیاطی که ندارد سر و ته
یک نفر دارد استخرش را پر میسازد...
آب را ول نکنیم
شاید این مایه جان
میرود تا که بشوید در و دیواری را!
مردم بالا دست، خانه هاشان چه جلایی دارد!
و هواشان، چه هوای ملسی!
باغشان غرق گل است
عاری از خار و خسی
لیک، مردم پایین دست
خانه هاشان تنگ است
زندگی شان لنگ است
کاسه شان بی آب است
نانشان هم سنگ است!
آب را ول نکنیم...
مردم بالا دست
آب را می بلعند
مردم پایین دست
آب را می فهمند!
"سهراب سپهری"
(با تصرف و تلخیص)
-----------------------------------------------------------------------------------------------
خب دیه!
من که همیشه نمیتونم اینجا بمونم!
بالاخره باید برم دیه!
پس لطفا گریه زاری نکنین!
تا عید!
بابای!
-----------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.۱: این پست مشت محکمیه بر دهن اون کسی که هی مطالبمو میدزده بعد میگه
خودم نوشتم!
پ.ن.۲: هیچ راهی بهتر از مقابله به مثل نیست...! مگه نه؟!
پ.ن.۳: آخ جون پس فردا میریم مسافرت!
پ.ن.۴: ستاره جونم تو کجایی؟!
پ.ن.۶: این آخرین آپدیت ۸۷ بود! وایــــــــــــی!
پ.ن.۷: انشاالله سال ۸۸ برمیگردیم!

واااااااااااااای سلام!
چطورین شماها؟! چه خبر؟!
من که خیلی شادمانم! دارم پر میکشم!
۴ روز تعطیلیم!!! وااااااای! برو حالشو ببر!
من که فقط پشت کامی نشستم ول کن نیستم!
دیشب عین اسکولا نشسته بودم پای اخبار ببینم این چهارشنبه رو تعطیل می کنن یا نه!
اولش اخبار ساعت هفت گفت اداره ها بازن ولی آموزش و پرورش خودش میدونه!
منو میگی بدجوری رفتم تو لک! گفتم نکنه تعطیل نکنن این چهارشنبه لعنتی رو!؟
اخبار ساعت ۹ شب یهویی گفت چهارشنبه کلیه مدارس تعطیل میباشد!!! بابام صدام
کرد گفت بیا که بخت باهات یار بود!!!
منو میگی پریدم هوا خوردم زمین اصلا یه دیوونه بازیهایی در آوردم که نگووووو!

آخه چهارشنبه برا من روز نحسیه، چونکه تا ساعت ۳ مدرسه تشریف داریم، از مدرسه
بدو بدو میرم کلاس زبان تا ساعت ۴.۵، بعد از کلاس زبان میرم کلاس فیزیک بعدشم
ساعت ۷ شب مثل میت متحرک میام خونه جوری که کارد بزنی خونم در نمیاد! تازه
باید بشینم تا ساعت ۱۲ شب درسای فردامو بخونم!
بگذریم!
بالاخره یه بادی به کله هممون می خوره!!! مگه نه؟
راستی بچه ها!!! یک نکته خیلی خیلی مهم!
دانلود آهنگ نیناش ناش از ساسی مانکن و رادین باند رو گذاشتم توی نمکدون (سمت
چپ وبلاگ عزیزم!) برید دانلود کنید حالشو ببرید! لینکش سالم سالمه خودمم از روی
همین لینک دانلود کردم خیالتون تخت!
راستی آهنگ جیگیلی از تتلو و طعمه رو هم توی گوگل سرچ کنید حتما دانلودش کنید
من دانلود کردم نصفه بود اگه لینک سالمش رو پیدا کردید منو بی خبر نذارین لطفا چون
خیلی ضد حال بود!
چن وقته از آبجی ستاره جونم خبری نیست؟!
نمیدونم چیکار کنم!!! فک کنم مثل من توی دام امتحانا افتاده!
آخه دبیرای ما دقیقا نزدیک عید که میشه میخوان کل کتاب رو امتحان بگیرن!
نمیگن این مادرای بیچاره به ما (مخصوصا ما دخترای گل زحمت کش!) نیاز دارن دم عیدی!
بابا اتاق خود من اگه بخواد تمیز بشه ۷ روز وقت میخواد! ای ایهاالناس! یکی کمک کنه!
میبینی تو رو خدا!؟ هرچی میگم بگذریم دوباره میرسیم به خونه اول!
آبجی ستاره جونم اگه اینجایی یه تک نظری بده از نگرونی درآم!
تو که دیگه میدونی من قلبم با باتری کار میکنه!

---------------------------------------------------------------------------------------------
کاش یکی هم منو ماساژ میداد...!

---------------------------------------------------------------------------------------------
خوش به حال دوستم مژده، آخه امروز رفتن اصفهان!
انقده هوس مسافرت کردم! نمیدونی که! دارم واسه عید پرپر میزنم!
این مژده اینا هم که تا دو روز تعطیلی میشه سریع رخت و لباسا رو میریزن تو چمدون و
میزنن به جاده! دختره یه تعارفم نمیکنه که منم باهاشون برم! عجبا!
زینب (جیغ جیغوی من!) هم قراره فردا بیاد خونمون با هم بزنیم بیرون یه صفایی بکنیم!
تو این هوای سرد یه لیوان شیرکاکائوی داغ توی پارک بغل خونمون آی می چسبه!
اینم یه عکس از من و دوستام جهت آشنایی گذاشتم اینجا تا ببینید:

از بالا سمت راست به ترتیب: سمیه و سودابه (دوقلوهای کلاسمون!)، ردیف پایین از
دست راست: زینب جون، خود اینجانب (!) و مژده!
ضمنا این عکس متعلق به اردوی پارسال هستش و اون زمینه ی پشتش هم پارک ملیه!
اگه دقت کنید می فهمید!
شمام عکسای دست جمعی تونو بذارید تو وبلاگتون من بیام ببینم!!! (چه پررو!)
---------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.۱: عجب آپدیتی کردم خداییش!
پ.ن.۲: چهار روز تعطیلی رو عشقه!
پ.ن.۳: دست همه کسایی که نظر میدن درد نکنه! پیر شن الهی!
پ.ن.۴: من ستاره مو میخوام!
پ.ن.۵: انقد اسممو نپرسین دوس ندارم کسی توی نت پیدام کنه! اسم دروغکی هم
دوس ندارم بگم! اصلا اسمم همین کودکه! میفهمی؟!
تا پست بعد می بینمتون!
دافظـــــ همگی!
سیلااااااااام!
چه حال چه احوال؟!
ما رو نمی بینین خوش میگذره؟!
میبینم که تعداد نظرات رو به نزوله!
همه تون تنهام گذاشتید!
هی روزگار! اون روزای جوونی یه پست می نوشتم هشتصد تا پست از بغلش
میزد بیرون!
فقط ستاره داره نظر میده! (آبجی قربونش بره الهی!)
ولی این جمله رو از من داشته باشید:
آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت
در تنها ترین تنهایی تنهاییش تنها کسش تنهای تنهایش گذاشت...!
به راحتی از کنار این جمله نگذرید!
اینو نوشتم واسه عبرت قومی که می اندیشند! (لقوم یتفکرون!)
بگذریم!
میبینم که پس فردا روز ولنتاینه!
چی خریدین واسه طرف؟!
من که بی اف ندارم خوشبختانه! (قابل توجه بعضیا!)
گاهی اوقات خدا یه کاری میکنه که آدم خیلی چیزا یاد میگیره! مثل خود من!
یه اتفاقاتی افتاد و همه چیز به سرعت برق گذشت! الان که فکرشو میکنم اصلا خندم
میگیره در حد فضاااااااااا! وای! نمیدونین چه اشتباهی باعث شد همه چی بهم بریزه!
بگذریم...!
اما برای خالی نبودن عریضه مطالبی رو به مناسبت این روز خجسته آماده کردم!
با ما همراه باشید!

--------------------------------------------------------------------------------------------
ماجرای ولنتاین
یک کشیش به نام ولنتاین در قرن یکم میلادی در رم زندگی میکرد.
در آن زمان پادشاه رم فردی به نام کلادسیوس بود و طالب جنگ با یک کشور برای
بدست آوردن غنیمت بود. اما مردها دوست نداشتند در این جنگ شرکت کنند.
کلادسیوس عامل شرکت نکردن مردها در جنگ را سستی آنها در ترک عشق
دانست و به همین علت هرگونه ازدواج و عقد را ممنوع کرد.
کشیش با او به مبارزه برخاست و دختر و پسرهای جوانی که طالب ازدواج با هم
بودند به طور سری و مخفیانه به عقد در می آورد. کلادسیوس متوجه این کار او
شد و وی را به زندان انداخت. ولی کسانی که آنها را به عقد هم در آورده بود وی
را تنها نگذاشتند و همیشه به زندان برای دیدن او می رفتند و برایش گل و غذا
می بردند. تا اینکه ماموران کلادسیوس در ۱۴ فوریه وی را کشتند...
می گویند خود او نیز عاشق دختر زندان بان شده بود و آخرین نامه او به دختر زندان بان
تنها شامل این جمله بود:
"!Love from your Valentine"
بعد ها روز مرگ ولنتاین به روز عشق نامیده شد!
--------------------------------------------------------------------------------------------
اینم از این!
من دیگه کلی کار دارم! باید برم!
ستاره جونم منتظرت میمونم عزیز دلم!
بای بای!

وای چقدر خوشحالم امروز!![]()
از صبح که از خواب پا شدم خوشحال بودم که امروز می آپم!
ستاره جون خیلی دلم برات تنگیده بود! زیاد!![]()
الان یه بغضی توی گلومه که حنجره م داره می ترکه!![]()
راستی ستاره جونم! قراره ما عید بیایم شهر شما! سرزمین دریا دلان کویر نشین!
دیگه چه خبرا؟!!!
وااااااااای انقده خوشحالم!
با کارنومه هاتون چه می کنید؟ من که خیلی حال کردم!
دست معلمامون درد نکنه! خداییش هر چی ظلم یهمون کرده بودن و امتحانای سخت
گرفته بودن ولی توی امتحان پایانی و نمره های کل جبران کردن!
هممون کف کرده بودیم!!!
من شدم ۱۹.۶۷! شماها چند شدین؟
ریاضی رو ۱۹.۵ شدم، فیزیک ۲۰ شدم، هندسه هم ۲۰ شدم، این وسط آمادگی دفاعی
رو شدم ۱۸.۵ و دین و زندگی هم شدم ۱۷.۷۵! تازه توی کلاسمون هیچکس ورزش رو ۲۰
نشد! بالاترین نمره ورزش ۱۹ بود! فک کن!
خلاصه اینم از کارنومه ما!
دقیقا روز بعد از آخرین امتحان رفتیم مدرسه و معلم شیمی مون ۲۰ صفحه درس داد
در حد فضا!
وااااااااااای مردیم.
تازه شنبه هم امتحان داریم! ولی من سرخوش نشستم اینجا دارم می حرفم!
واااااااای! راستی!!!
اگه بدونین چی شد؟!!
من و با زینب و مژده (دوستام) داشتیم می رفتیم بیرون، توی خیابون بگو کیا رو
دیدیم!؟
نه، حدس بزن!!!
باشه میگم!
حامد بهداد و ارژنگ امیر فضلی رو دیدیم !
باورمون نشد ولی خب مگه میشه اشتباه کرده باشیم!!!
اقلا اگه یکیشونو میدیدیم می گفتیم اشتباه شده و شاید شبیهشه و
از این حرفا!!! ولی....!
مژده داشت میزد تو سر خودش که تو رو خدا بیاین برگردیم سلام کنیم،
من گفتم ول کنین بابا زشته! حالا مگه چی شده! (خودمم کم جوگیر نشده
بودم راستش!!!)
آخ من دیگه باید برم!
راستی ستاره جونم اگه اینجایی روتو می بوسم، ببخشید که خیلی وقته نیومدم!
راستی الانه هر چقدر وبلاگتو زدم وا نشد. این شد که همینجا حرفامو بهت گفتم!
دیگه کاری باری؟
پس دافظـــــــ همگی!![]()

واااااااااای! هیچی نگین! هیچییییییییییی نگین!
فقط بگین پریشب دیدین اون یارو چجوری با کفشاش بوش رو نشونه گرفت؟!!!
واااااااااای! حال کردم! یعنی به شدت حال کردم! در حد فضا حال کردم!
ای خدا چی میشد دل این مردمو شاد میکردی یه کاری میکردی جاخالی نده همون
بخوره تو فرق سرش من اقلا واسه دو روز که شده الکی خوش باشم!؟
البته همینجوریشم خیلی خوب بود یعنی پاک آبروش رفت!
وای زیدی جونم مرسی! شونصد تا مرسی! دل منو شاد کردی!
به خدا از وقتی عکسای حمله آمریکا به عراق (البته نه عکسهای معمولی!) رو دیدم
باور کن اگه خودمم جلوی بوش وامیسادم با کفش که سهله، با دماغ و دست و پا و
کله و هر چی دم دستم بود می افتادم به جونش!
جنگ امریکا و عراق فقط همینی نیست که ما توی تلویزیون هامون میبینیم. باور کنین
اینا همش حاشیه ست. من صحنه هایی دیدم که اشکم دراومد. کامی شاهده.
بگذریم. امیدوارم زیدی رو ولش کنن بیچاره بره پیش خونوادش. هرچند ولش هم نکنن
اون بالاخره جاش معلومه که کجا باید بره.
--------------------------------------------------------------------------------------------
ستاره جونم خوب شد اومدی کم کم داشتم نگرونت میشدم آبجی!
میدونم درسا ول کن نیست!
هفته بعد امتحاناست و ....! بعدشم گریه های شبونه!
من وصیت نامه مو نوشتم تازه اعلامیه م رو هم دادم چاپ کردن که دیگه ننه بابای
بیچارم کاری نداشته باشن!
منو حلال کنید!
اگر من رفتم این اعلامیه رو بی زحمت روی در و دیفارای بلاگفا بچسبونیدش:

--------------------------------------------------------------------------------------------
سر کار نامه
بنده الان حدود ده سال است که عمر با ارزش خود را در نظام آموزشی دارم تلف میکنم
و متن تقریبا صد کتاب درسی مزخرف را از بر کرده ام و شونصد میلیون نکته ی خیلی
خیلی مهم را در جزوه هایم یادداشت کرده ام و تا به حال ده هزار و دویست و دو بار به
طور کتبی و شفاهی امتحان های جور و واجور را داده ام که با امتحان فردا میشود هزار
و دویست و سه بار در کل. بعد از این همه مدت فهمیده ام فرق تقسیم میتوز و میوز
در چیست و میدانم میتوکندری مثل پسر همسایه در سلول ول نمی گردد و فهمیدم اگر
متحرکی با سرعت فلان متر بر ثانیه حرکت کند و ملخ بیچاره ای به آن برخورد کند و به
رحمت ایزدی بپیوندد در حین این تصادف هولناک و فاجعه انگیز، مرحوم (ه) ملخ چقدر
گرما آزاد میکند و تازه نیرویی به همان اندازه ولی در خلاف جهت به متحرک وارد
میسازد (طبق قانون سوم نیوتن). این جانب همچنین پس از ضجه های مکرر معلم
شیمی مان فهمیدم سولفات با سولفید تومنی هفت صنار توفیر دارد. من پس از رفتن
به کلی کلاس تقویتی ریاضی نزد معلمان مجرب شهر دریافتم سینوس ۴۵ درجه
رادیکال دو ـ دوم است و هم چنین اسم کلیه فک و فامیل های قاجار از حشمت الدوله
گرفته تا احتشام بانو را از حفظ میباشم و به خاطر سپردم که عنصرالمعالی،
کیکاووس بن قابوس بن وشمگیر بن زیار در قابوس نامه چیز میز های خوبی نوشته
است. حالا همه ی اینها یک طرف، ۱۲ میلیون بار به سوال وزین "هنجار چیست؟"
پاسخ دادم. بله من ده سال اینها را خواندم و نمره های خوبی هم گرفتم و میدانم
سال کنکور هم درس میخوانم ولی نمره های خوبی نخواهم گرفت و این می شود که
۱۲ سال پشت کنکور خواهم ماند تا اینکه بالاخره بر اثر صبر نوبت ظفر می آید و در
کنکور پذیرفته خواهم شد و این می شود که موفق خواهم شد ۴ سال آزگار دیگر هم
درس بخوانم تا موفق شوم مجددا در کنکور شرکت نمایم بلکه بتوانم دو مرتبه موفق
شوم تا مجددا در کنکور شرکت نمایم و دو سال آزگارتر دیگر درسم را ادامه دهم!
(باور کن خودمم نفهمیدم چی گفتم!) ولی اکنون که پا در سن ۱۶ سالگی گذاشتم
تازه فهمیده ام که ملت در طول این ده سال سر کار بوده اند و این میتوکندری و سینوس
و فک و فامیل های قاجار همگی با من شوخی داشتن! آخه یکی نیست بگه من الان
همه ی اینایی که خوندم کدوم یکیش پس فردا تو زندگیم دست منو میگیره!؟ هان؟!
نه من فقط میخوام اینو بدونم! یکی جواب بده دیگه!...

خب دیگه بابای!
سیلام به همگی!
آپیدمو آپیدم! کاشکی نمی آپیدم!
تو کف بودین خوش بودم! سوار لاکپشت بودم!
چه خفرا!؟
چه کارا میکنین؟!
امان از این امتحانا! این ماه آخری اگه گذاشتن ما یه نفسی تازه کنیم!
چشم امیدم فقّط (ق را با تشدید تلفظ کنید!) به پنجشنبه هاست!
عین بیکاره های علاف ول میگردم!
میگم الان دارم یه سری عکس های فراکتالی رو سرچ می کنم، شمام
برین تو گوگل عکساشو سرچ کنین خداییش خیلی قشنگن.
بگذریم!
بریم سراخ چیز میزای دیگه!
------------------------------------------------------------------------------
یک ترم به روایت تصویر! گرد آورنده: یک دانه کودک دبیرستانی خسته!
شروع سال تحصیلی >> 
یک هفته بعد از شروع سال تحصیلی >> 
دو هفته بعد از شروع سال تحصیلی >> 
قبل از امتحانات میان ترم >> 
در طول امتحانات میان ترم >> 
بعد از امتحانات میان ترم >> 
۷ روز قبل از پایان ترم >> 
۵ روز قبل از پایان ترم >> 
۳ روز قبل از پایان ترم >> 
۱ روز قبل از پایان ترم >> 
شب امتحان >> 
در جلسه امتحان >> 
هنگام خروج از سالن امتحان >> 
پس از گرفتن کارنامه >> 
انا لله و انا الیه راجعون...
درگذشت این کودک ناکام را به خانواده داغدار وی تسلیت عرض می نماییم، باشد
که بقای عمر سایر اعضای خانواده وی باشد...
...
جمیعا صلوات!
اللهم صل علی محمد و آل محمد
------------------------------------------------------------------------------
خب دیگه دوستای عزیز نخ سوزن ستاره جونم من باید برم!
کلی کار دارم الان!
کاری باری ندارین؟!
بابای! ![]()
سلام علیکم!
بازم من خوش اومدم مگه نه؟! (نه!) (زهر مار نه!)
چه خفرا! چه کار می کنین با ماه آذر!؟
من که لحظه شماری میکنم تا زودتر دی ماه بشه و امتحانا
و خرخونی و این حرفا! (وای دماغم دراز شد!)
دیگه چه کار میکنین؟!
من که خیلی خستم! هفته ی بعد هم فاینال زبان دارم!
خلاصه بدجوری حسش نیست! می فهمی که!
در تمام طول هفته فقط به امید پنجشنبه ها زندگی میکنم!
فوقش پنجشنبه دو تا تست بزنم واسه عقب نموندن از بروبچس
کلاس! وگرنه پنجشنبه رو کلا تا اطلاع ثانوی تعطیل می کنم!
--------------------------------------------------------------------
قول داده اند
عمیق تر شوند
عمیق تر...
چشمانم را می گویم...
آن قدر که هیچکس نتواند
اشک
حتی یک مشت هم
از آنها بردارد...

--------------------------------------------------------------------
آهای بچه خرخون!
زرنگ!
نمره بیست!
تو که همینجوری سرتو کردی لای کتاب و میخوای رد شی!
فکر خودت نیستی فکر اون کتابت باش!
حیفه رد لاستیکای ماشین روی صفحه هاش بمونه!

--------------------------------------------------------------------
میگما!
دلم برای انریکو جونم تنگیده!
خیلی وقته آهنگاشو نشنیدم!
بچه ها اگه خبری از آهنگای جدیدش دستتون اومد منو خبر کنین
برم دانلود کنم!

خب دیگه کاری باری ندارین؟! (اگرم دارین متاسفم!)
من دیگه باید برم!
ستاره جون منتظرتم زود بیا!
بابای!